خرید بک لینک
من یه مامان عصبانیم!

من عصبانیم از دست دخترم. عصبانیم وقتی یاسمن توجه زیادی می گیره که محمد علی نمیگیره و فقط محمد علی نادیده گرفتهمی شه .

حالا از دست خودم عصبانی شدم ؛که چرا از بچه ام عصبانیم چون توجه زیادی می گیزه .

چرا خوب؟!!!

مگه تقصیر اونه ؟!!!

خوب چرا محمد علی نمی گیره ؟این که انقدر خوشمزه و دوست داشتنیه!

حتی یه پدر بزرگی که دوسش داشت هم الان حوصله اشو نداره .چرا کسی حوصله این بچه رو نداره؟تراژدیش اینجاست که منه ننه ی فلان فلان شده هم حوصله ندارم باهاش بازی کنم!!!!

منی که اینهمه با یاسمن بازی می کردم، وقت می گذاشتم،حریفش نمیشم.پس این بچه چه کار کنه؟

چطوری رشد کنه؟

باید بره مهد؟ اونجا قراره چی یاد بگیره که من نمی تونم یادش بدم ؟ من مگه مامان نیستم ؟پس چرا نباید بتونم بچمو رشد بدم؟ کدوم گوریم؟ دارم غذا درست می کنم؟ کار خونه می کنم؟ انرژیمو کجا صرف می کتم؟چرا جون ندارم ؟جونم کجا برده می شه ؟

چرا محمد علی انقدر خواهان نداره که یاسمن داره . چرا کسی دوست نداره محمد علی رو ببره پارک، باهاش کشتی بگیره. پیشش بمونه؟ چرا محمد علی رو نمی شه سزگرم کرد؟ با اینکه انقدر زود یاد میگیره ؟

من که مادرشم و انقدر عاشقشم و با یه دلدرش مرگ داداشش جلو چشمم میاد ، توان روحی و روانی آموزشش رو ندارم ، از باباشو عمه و عمو و پدر بزرگ ، مادر بزرگ و خاله و دایی چه انتظاری می ره؟

فائقه ترسناک شدی!!! خیلی ترسناک

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 22 اسفند 1397 ساعت: 16:58

صفحه بندی