خرید بک لینک

گاهی کاری رو که می دونی درسته نمی تونی اجام بدی.مثلا گاهی زورت نمیرسه،گاهی پولت نمیرسه ولی گاهی یه کارهایی رو می خوای انجام بدی به یک روشیکه هرجور حساب کتاب میکنی میبینی درسته .

شاید تا سن قبل از مدرسه هم زورت برسه ولی بعد از اون ...بعد از اون شرایط جامعه روشهای تربیتی مامان های دیگه ،شرایط و طرز فکر مدرسه نمیذارن اون کاری رو که می خوای انجام بدی.

مثلا تو میدونی بازی کامپیوتری برای بچه ات خوب نیست از چشم و چاقی و عصبی شدن و انرژی ذخیره شده تخلیه نشده و..

بعد نگاه میکنی میبینی هر جا که میری همه بچه ها گوشی و تبلت دستشونه و بچه تو پیش اونها احمق به نظر میاد چون بلد نیست بازی کنه یا با آه و حسرت داره بقیه رو تماشا میکنه.و اون حسرت تا مدتها در ذهن و کلامش باقی میمونه. بعد با خودت میگی حالا دوتا بازی بریزم رو گوشیم چی میشه؟ یا با خودت میگی نکنه بچه من عزت نفس و اعتماد به نفسش به خاطر قرار گرفتن کنار این بچه ها کمتر باشه و حس حماقت و حسادت کنه؟

حالا گاهی ادمهایی با طرز فکر خودت دورو برت هستند، مراوراتت با آدمهایی که گوشی و تبلت تو جعبه اسباب بازی بچه هاشون هست کمه ،حوصله خودت و همسرت و خانوادت سرجاست... خوب تو این شرایط کارت رو اونجوری که فکر میکنی درسته انجام میدی.

ولی گاهی هیچکدوم اینا نیست. مراودلتت با ادمایی که دغدغه تو رو نارن زیاده ،نه خودت و نه شوهرت و نه خانوادت حال و اوضاع حوصله اشون خوبه و دورو برتون پر از بچه هاییه که گوشی و تبلت هایی دستشونه که دسترسی به نت هم دارند. اونوقت والدگریت میشه جنگیدن با همه،خود خوری،عذاب وجدان،یه بچه ی کلافه یا عقده ای یا در نهایت بچه ای که همش سش تو گوشیه!

خدایا کمک

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: دوشنبه 8 ارديبهشت 1399 ساعت: 15:08

صفحه بندی