خرید بک لینک
یاسمن نوشت

دختر گلم سلام

سلام به اولین فرشته ی مهربون زندگی من !

دخترکم میدونم تو یکی دو سال اخیر خیلی اذیت شدی مخصوصا تو 6-7 ماه گذشته از وقتی من استراحت مطلق شدم و تو دیگه نتونستی کلاس بری و با نبود بابا خیلی اذیت شدی .تنها توی خونه ....با یه مامان عصبی و نامتعادل ... بهتره اون روزها رو فراموش کنی....تویی که دوسال منتظر اومدن یه برادر بودی و حالا بهش رسیدی بهتره ازش لذت ببری.البته تو کاری به کار محمد علی نداری اما از بعد از اومدن اون تو آرومی .مثل من مثل بابا .اگر چه همه اصرار داشتند که تو عصبی خواهی شد حسودی خواهی کرد ....ولی اینطور نشدی .

از لحظه ای که توی ماشین وقتی تو میدون سپاه بودیم و برای دیدن دوقلوهای خاله چشم عسلی می رفتیم و بهت گفتم فرشته ها دعات رو به خدا رسوندن و خدای مهربون آرزوت رو براورده کرده و تو دل من یه نی نی گذاشته و تو خنده و گریه ات رو با هم قاطی کردی و گفتی الان نمی تونم از خدا تشکر کنم ....یا اون وقتی که همه فکر می کردن نی نی تو دل من دختره بجز تو که بااصررررار می گفتی "من خواهرشم .من می دونم پسره"و وقتی اومدیم و بهت گفتم پسره وسط خونه جیغ می زدی و میچرخیدی و چشمات پر از اشک شد....یا شبی که اومدی دیدن من و دیدی من تو اتاق رو تخت خوابیدم و بهت گفتم محمدعلی به دنیا اومد ولی حالش یکم بده باید چند روز بیمارستان بمونه .....یا اون روزی که تو اتاق خونه مامانی خواب بودی و من محمد علی به بغل اومدم تو اتاق و بیدارت کردم و تو زبونت بند اومد و فقط چشمات گشاد شد و بعد از یه مکث کوتاه فقط منو بغل کردی و گریه کردی و هی سرتو از رو شونم برداشتی و محمد علی رو نگاه کردی و دوباره گریه کردی.....

یاسمن من عاشششقتم اگر چه می دونم تو تو دوره ی نوجوونیت چقدر حرصم می دی و با اینکه نمی دونم تا بزرگ شدن و عاقل شدنت چه سختی هایی رو خواهم چشید و تو با چه شرایطو تجربه های یبزرگ می شی.فقط خواستم بهت بگم همیشه برات بهترینها رو میخوام.

بهترینها یعنی مهم نیست دکتر یا مهندس یا دانشمند بشی....مهم اینه که همسری داشته باشی که عاشقانه دوستت داشته باشه و دوستش داشته باشی و دختری به خاصصی خودت نصیبت بشه.بهترین یعنی چشیدن طعم مادری!!!!

گوارای وجودت!

محمدعلی نوشت

محمد علی پسر مهربون و صبور من!با اینکه در دوران بارداریم اصلا آرامش نداشتم ولی تو آروم و صبوری.نمی دونم تا کی.امیدوارم همیشه همینطور بمونی .و من فرصت در آغوش گرفتنت رو حالا حالا داشته باشم.و مثل الا ن که حتی از صدای گریه ات و بوی گردنت مست میشم همیشه از شنیدن حرفهات و بوی لباسهات (که دلم می خواد بفرستمت مکانیکی و پنچرگیری جوشکاری یاد بگیری و بری زور خونه و اخلاق پهلونی یاد بگیری)لذت ببرم

خدای مهربونم .خدای بخشنده و عادل و .... بابت اینکه سه بار از روح خودت در من دمیدی .سه بار لذت مادری رو به من عنایت کردی و همسر بینظیری به من دادی که آرامش دنیا و خیر آخرت رو به من هدیه داده .

خدایا نعمت داشتن همسری که آرامش با خودش به ارمغان بیاره رو نصیب همه کسایی بکن که ازش محرومن و لذت مادری رو به همه کسایی در حسرتش هستند بچشون

آمین

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 10:16

صفحه بندی