
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!از عجایب زندگی ،گذر عمر، بزرگسالیسلامتوی تاریکی هال نشسته ام پشت میز حامدچراغ های کمرنگ و زرد آشپزخونه روشنه و بقیه خونه کاملا تاریک دارم به صدای سکوت شب گوش میدم. گلسر تقتقی ستارهای ای که برای یاسمن خریدم روی میزه. برمیدارم و به موهام میزنم. قرمز و سبز و آبی. یاسمن برای شب بخیر میاد پیشم و کلی قربون صدقه ذوقم برای رنگ داشتنم میره. بهم میگه مامان این رنگیا به تو بیشتر میاد برای من کرم یا سفید یا مشکی بگیر برای خودت ولی یه عالمه ر...
ادامه مطلب
لذتهای زندگی گاهی انقدر به ما نزدیک میشن که ما نمیتونیم ببینیمشون.مثل پروانه ای که درست بین دوتا ابروی شما نشسته باشه. پروانه همونجاست ولی چون خیلی خیلی نزدیکه شما نمیتونید زیبایی بی اندازه ی اونو د...
ادامه مطلب
لذتهای خیلی خیلی نزدیک مادرانه بیشمارند . اولین لذت نزدیک مادرانگی .پتانسیل مادرانگیه.اینکه تو یک "زن"خلق شدی با حجمی از احساس برای درک لذتهای دور و نزدیک مادرانگی. دومین لذت مادرانگیشاید دمیدن روح ...
ادامه مطلب