خرید بک لینک

من خودمم!

گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!

سلام

دنیا سخت و ترسناک شده آدما شبیه اژدها یا احمق دیده میشن و از ترس این جرات نمیکنی حتی توی آیینه به خودت نگاه کنی!!!

چقدر ترسناک شدن آدمایی که دوستشون داشتی دوست خودت میدونستی و باهات مهربون بودن از شنیدن و دیدن جنازه های بدون سر و سوخته ابراز لذت میکنن و میگن روی جنازه های جنگ ۱۲ روزه روزها رقصیدن و بابت شرایط موجود چقدر خوشحالن!

دلم‌ نمیخواست الانا راجع بهحال و هوای این روزا بنویسم ولی واقعا دلم ...

واقعا دلم یه دوست میخواد، دلم حرف زدن میخواد، دلم بغل میخواد و غش غش خنده...

دوست دارم راجع به رویاپردازیام با یکی حرف بزنم و اونم با هیجان بهش گوش بده و ازش سئوال بپرسه و رویاپردازیام رو رشد بده. دلم میخواد از ترس هام، از تنبلی هام، از لات بازیام بگم و بشنوم که : معلومه که تو میتونی، خوب تو خیلی خفنی، تو توانمندی البته که برای تو کاری نداره، تا اینجا هم خیلی پوست کلفت بودی .....

ولی حالا یه گوشه نشستم در سکوت و عطش یه بغل دوستانه، یه غش غش دخترونه، حرف زدن و غیبت کردن پشت سر ابنا بشر رو توی سرم میچرخدنم و سریال good doctor غیر عاشقانه ام رو میبینم تا حواسم از افتخار شیدا به رقصیدن روی خون شهدا پرت بشه. از ایگنور شدن توسط مهدیس و از تندروی های فاجعه بار مائده یا سارا یا حتی تفکر متفاوت حامد.

پس میزنم‌ زیر قولی که به خودم دادم و مینویسم و البته فیلمم رو تماشا میکنم.

آمارگیر وبلاگ

برچسب: نویسنده: آناهیتا کریمی‌پور تاريخ: يکشنبه 21 تير 1405 ساعت: 21:38

صفحه بندی