اگر بازی های مسخره بلاگفا را در نظر نگیریم حدود یک ساله که من ننوشتم!
اینجا از این مکثها زیاد داشتم.وبلاگ 9 ساله فراز و فرود زیاد داره.چقققققدر اخیرا این پستی بلندی ها و مسیرهای صعب العبور زیاد بود.تا اینکه ....تو به دنیا اومدی!
پسرم.محمد علی!
اشکالی نداره که دیگران من رو به "پسری"بودن متهم کنن.اونا چه خبر از دل و احوال من دارن؟!و خدا خودش می دونه من پسررو به خاطر دختر دوست دارم.خدا رو شکر.خدارو هزار بار شکر که به یاسمن همچین بردادری بخشید و همچین به پسری رو به ما!
محمد علی .....هیچوقت دلم نمی خواست اسمت رو محمدحسین بزارم چون محمد حسین برای من یکی بود که از دست رفت!و لی تو با ما موندی و عنایت و لطف خدا در حضور و وجود تو تو زندگی ما متجلی شد.
هر بار که نگاهت می کنم شکر میکنم.هر بار که شیر بهت می دم.می خوابونم و حمومت می کنم.به شکمت به سینه ات.به صورت آرومت به پوست لطیفت....و فقط خودم و خدای خودم می دونیم هر کدوم از اینها چه دنیاییه !!!!
به صورتت و دستهات نگاه میکنم و تورو یه مرد 25ساله می بینم....چقدر برای بوسیدن و نوازش این صورت و دستهای کوچولو فرصت دارم.صورتت رو نگاه می کنم.و تصور میکنم با یه ریش پرپشت خوشگل پوشیده شده.دستهای کوچولوت رو نگاه می کنم و روزی رو می بینم که دستهات یک و نیم برابر دستهای من شده و خودم رو می بینم در کسوت یه مادر پیر.یه مادرشوهر!و تو رو می بینم که دیگه برای خودت مردی شدی!و من فقط دلم می خواد راه رفتنت رو تماشا کنم و لذت ببرم.(بمیرم برای دل امام حسین(ع)وقتی دلش می خواست علی اکبرش جلوی چشمش راه بره.)
من نمی دونم تو چطور آدمی میشی.ولی من دلم میخواد خیلی چیزها بشی.دلم می خواد حتما بچه دار بشی و نسل صالحی ازت بمونه .برات بودن در رکاب ولی عصر(عج)رو می خوام .و برات شهادت رو می خوام.ولی چطور بر شهادتت صبر کنم؟!پسرم!پسر تپل و دوستداشتنی من بهترینهای دنیا و آخرت رو برات می خوام ولی برای شهادتت تردید دارم!!!!خدا منو ببخشه.خون تو رنگین تر از خون جوون امام حسین که نیست!منم خونم رنگینتر از لیلای امام حسین نیست.!کاش خدا در سن پیری شهادت نصیبت کنه .روزی که من نباشم.روزی که همسرت و بچه هات تو رو به حد کمال درک کرده باشن.
محمد علی اینو یادت باشه ...تا ابد .نمی دونم کی اینها رو می خونی ولی یادت باشه تو جای هیچکس نیومدی!تو محمد حسین نیستی!تو خودتی!پسر دوم فائقه و حامد .برادر یاسمن.و من برای همه اونچه که هستی عاشقانه دوستت دارم.پسر خوبی باش.
امضاء
مامان فائقه
برچسب: روزهای خوب با هم بودن,روزهای با هم بودن,
نویسنده: آناهیتا کریمیپور