دخترم بزرگ شده(اولاد نوشت) - تاریخ: 1403/2/3 ساعت: 18:59
سلامدخترم بزرگ شده !عاقل و دانا شده ! قدرت تحلیلش به شدت رشد کرده!و میل به دونستن تحلیل و شناخت توش زیاد شده .شاید به زودی دو سه سال دیگه یا نمیدونم کی... با وبلاگم مواجه بشه .شاید آره شاید نه خدایا شکرت که دخترم اهل حجابه . خدایا شکرت که دخترم اهل نمازه . خدا نسل منو اهل نماز اهل حجاب اهل قرآن قرار...
فردا بعد از 20 سال - تاریخ: 1402/11/14 ساعت: 13:55
فردا آخرین امتحانمه.آخرین امتحان لیسانسم بعد از سالهاسال 82 وارد دانشگاه شدم که نتیجه اش خوب نشد15 سال طول کشید تا دوباره در خودمببینم درس خوندن رو و حالا 7 ترمه لیسانمو میگیرم با معدل الف! با دو تا بچه با همسر با زندگی یه مامان پر مشغله سر کار انجمن مدرسه کلاسهای مختلف....و فردا تموم میشه ان شاالله...
پسر با پدر - تاریخ: 1402/10/27 ساعت: 16:07
پسر بزرگ کردن برای یه مادر به مراتب از دختر بزرگ کردن سخت تره!!!جهان دختر رو میشناسی دنیاش برات اشناست حسشو فکرشو میفهمی اما پسر.... و ما ادراک پسر!!!پسر رو فقط پدر میتونه بزرگ کنه . یه پدری که خودشو واقعا درگیر تربیت و رشد پسرش کنه.پدر....پ.ن: در مقابل محمدعلی کم اوردم . رسیدم به اونجاهایی که دیگه ...
لالایی و صدای آلارم - تاریخ: 1402/10/14 ساعت: 12:47
وقتشه صدامو ضبط کنم برای روزی که من نیستم و بچه ام میخواد با صدای من بیدار بشه یا گریه داره و میخواد من براش زمزمه کنم تا خوابش ببرهچند روزه این افتاده تو سرم که اینجور بودن من برای بچه هام خاص و منحصر به فرده و کسی نمیتونه مثل من باشه براشون .که لحظه ای که بیدار میشن بغلشون کنه . نصف شب که خواب بد ...
تخم مرغ دزد - تاریخ: 1402/9/28 ساعت: 20:37
شنیدین میگن تخم مرغ دزد شتر دزد میشه؟بله و شنیدین که میگن خشت اول چون نهد معمار کج تا ثریا میرود دیوار کج؟بله اینجوریاست .وقتی بااااب یه کاری رو باز میکنین گارانتی نداره که کجا بشه جمعش کرد.حتی اگر یک فکر و باور باشه ریختن یه تابو یا باور یا عدم باور به یه ارزش(چه واقعی چه فیک)فقط این وسطا که دارین ...
تکیف واضح تکلیف تار - تاریخ: 1402/9/18 ساعت: 17:00
سلامدوباره درگیرم .درگیر کارهام.کارهایی از جنسی تازه . دارم سعییی میکنم به خودم توجه کنم به خودم اهمیت بدم . (هنوز برای کار رو اضافه وزنم پخته نشدم ولی!)این ترم ترم آخر روان شناسیه و 7 ترمه تموم میکنم البته به شرطی که همه رو پاس بشم و بتونم پروژه امو تموم کنم . به حول و قوه الهی امروز موضوعم تازه نه...
سوگ و تصور فاجعه - تاریخ: 1402/9/18 ساعت: 17:00
آفتابی در جهان تابید و رفت ....خیلی گشتم دنبال یه جمله یا یه بیت که هم حس فقدانم توش باشه هم ناشکری نباشه هم چرت و پرت نباشهخیلی میخواستم اینکار رو انجام بدمخیلی صبر کردم تا این کار انجام بشه9 سال صبر کردم.تمرین های سخت و کمر شکنی رو انجام دادم . تمرین های سختی که حتی فکر کردن بهش عجیب و مسخره بود! ...
coming soon - تاریخ: 1402/4/30 ساعت: 21:58
[unable to retrieve full-text content]چه دلم برا اینجا تنگ شده بود و چقدر دلم نوشتن میخواد! به زودی میام و مینویسم
خواهرانه - تاریخ: 1401/7/15 ساعت: 1:25
وقتی بچه بودم خواهر داشتم - ولی خواهرم خواهر نداشت .رفتم دانشگاه خواهرم ازدواج کرد ولی هنوز خواهر نداشت .من دیگه خواهر نداشتم . تو روز بله برونش خبر نداشتم که خواهری دارم که امروز بله برونشه و اونم خواهری نداشت که بهش بگه بله برونشه.روز عقدش توی آرایشگاه خواهرم یه جاری خوب و خوشگل و مهربون و دوست دا...
دوباره 8 شهریور.... - تاریخ: 1401/7/15 ساعت: 1:25
لحظه به لحظه اشو یادمه احساسم آدما فضا ....و نمیره از یادم...چرا باید بره اصلا؟! اینهمه چیزایی هست که باید بره از ذهنم اما نمیره .چرا منتظرین این از ذهنم بره؟و چرا سطح شعور ادما تو همدلی پیشرفت نمیکنه واقعا!!!!چهار تا مامان بابای جدید اونحا بری بچه هاشون سنگ گذاشتن بچه هایی که 11 سال پیش اومدن و رفت...
مظلوم تر از حسین علیه السلام - تاریخ: 1401/7/15 ساعت: 1:25
[unable to retrieve full-text content]اسلام اسلام مظلوم عالم است و تمام
قدر آدما - تاریخ: 1401/3/16 ساعت: 2:01
سلامفکر کنم دومین پست باشه با این عنوانخدایا منو اصلاح کن - خدایا منو اصلاح کن - خدایا منو اصلاح کنواقعا خدا عجببببب صبری داره که بارها و بارها غر های یکسان رو میشنوه و...من چرا عبرت نمیگیرم؟ البته خیلی بهتر شدما خیلی خیلی بهتر شدم ولی این توقع لعنتی از مغز من خارج نمیشه .محبت و دوست داشتن درونم که ...
محمد علی نوشت - تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 19:29
سلامچقدر سختهچقدر پسر تربیت کردن سخته!من حتی نمیدونم به تو باید چی یاد بدم و اون چیزایی هم که میدونم باید یادت بدم نمیدونم چرا از مسیر هایی که بلدم تو نمیپذیری!!!نگرانم برای احساستاینکه هر چیز ناراحت کننده ای رو پشت سرت رها میکنی و از مواجه شدن باهاش دوری میکنی.مثلا دلت برا عمو مصطفی تنگ شده نمیخوای...
لذت یا عذاب (مادرانه نوشت) - تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 19:29
نمیدونم خوشحال باشم یا نه.هم ذوق دارم هم یه عالمه غم.....مادر خوبی نبودن این روزها احاطه ام کرده چون به خودم زیاد میپردازماما موضوع اینه که رها کردم نمیدونم دقیقا از کیولی دیگه رها کردم ادمها رو .... روابطم محدود شده (نمیتونم بگم هدفمند)از یه جایی به بعد دیگه به کسی زنگ نمیزنم به کسی اهمیت نمیدم از ...
یک سال بدون بابا علی - تاریخ: 1401/2/6 ساعت: 19:29
یک سال ؟!!!!کی باورش میشه یک ساله که کنار ما نفس نمیکشین؟پس چرا هنوز به محض ورود به خونه تون سرمون کج میشه به سمت جای تخت شما ؟ حواسمون هست روی کاناپه که جای دراز کشیدن شماست نشینیم؟!شبهای تقسیم کار بچه هاتون برای اینکه کنار شما نفس بکشن کی تموم شد؟ یک سااااال پیش؟ کی باورش میشه؟دلم نمیخواد شما رو ت...
قلب آبی ، قلب سرخ - تاریخ: 1399/10/6 ساعت: 6:56
[unable to retrieve full-text content]این روزها ذهنم درگیره. درگیر اثر خون. درگیر دوری و نزدیکی دلها. یادمه کسی میگفت محارم نسبت به هم مسئولیت دارن . و من باور دارم فرزندان این محارم هم نسبت به هم مسئولیت دارن چون با هم درد میکشن و این معجزه ی خونه. باور دارم حتی سردترین ادمهای همخون هم که منکر این ...
مردهای امن غیر هم خون - تاریخ: 1399/10/6 ساعت: 6:56
وقتی ارتباطمون به خاطر شرایط با یه نفر قطع میشه، زه این معنی نیست کاثر گذاری اون آدم تو زندگی ما از بین رفته.خاطرات مشترک مثل ریل های راه آهنی هستند که قطار جسم و ذهن ما رو عو مسیر بزرگسالی به جلو هدا
قلبهایی که نیست - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 15:08
سلامچقققدر دورهانگار مال صدها سال پیشه شایدم قرنها...انگار همه آدمهای اون زمان مردن.همه آدمهاش و نه فقط عصمت و فرشته و عفت و آقاجونانگار قلبهامون فقط همون روزا میتپید .شایدم قلبهامونو جا گذاشتیم . شای
کرونا نوشت - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 15:08
بله باید رعایت کرد.ولی من فائقه ای شدم که نمیخوام حسرت تازه ای داشته باشه.بعد از صد سال بالاخره مادرمو از دست میدمدو تا حالت وجود داره.xa0اون تنها باشه و غصه بخوره که روزهای پایانیش تنهاش گذاشتم و من حسرت بخورم که روزهای اخرش کنارش نبودم.یا مراقب باشم و کنارش باشم و ارامش داشته باشه که روزهای اخرش ت...
شبکه اجتماعی دانش اموزی(شاد) - تاریخ: 1399/2/8 ساعت: 15:08
شادی قبلا تعریف دیگه ای داشت. شادی معنیش حال خوب و هیجان و خنده بود.الان ولی معنیش شده استرس، عذاب وجدان،نقض حریم شخصی،فشار،زور و درسی که باید بشود ولی نمیشود.از وقتی به خاطر کرونا مدرسه ها تعطیل شده