اولاد نوشت ( محمدعلی نوشت) - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 9:48
سلام محمدعلی بچه عجیب من پسر: مامان اینجا رو ببین یکی روی دیوار ضرب در زده، یه نفر دیگه روش قلب کشیده و ممنوعش رو برداشته! محمدعلی، محمدعلی، محمدعلی... به نظرم تو باید شاعر، فیلسوف، یا دانشمند منحصر به فردی بشی. این دید تو نسبت به دنیا یه نگاه خاص و منحصر به فرده که نمونش رو نه تنها در هیچ بچه ای، ک...
اولاد نوشت ( یاسمن نوشت) - تاریخ: 1405/5/29 ساعت: 9:48
سلام داریم وارد چالش جدی مادر دختری میشیم. یعنی فرصت چالش بلوغ، چالش مادر دختری . یاسمن دیگه بچه نیست؛ بزرگ شده، دیگه لباس رنگی پنگی دوست نداره، گل و پروانه و رنگین کمان روی لباسها و وسایلش نمیخواد. بپر بپر و قشقش خنده، دیوونه بازی رو دوست نداره و اون رو لوس و جلف میدونه و من که غرق این چیزها هستم ا...
موجودات مذکر جهان - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!موجودات مذکر جهانسلام بارها این رو دیدم؛ بارها آزمونش کردم؛در هر مردی که دیده یا شناختم.زمانی که قدرت داشته باشند زمانی که ول و امکاناتشان داشته باشن و به اون واسطه باز احساس قدرت در آنها شکل بگیره مغرور زورگو پر مدعا خواهند بود به حدی...
از عجایب زندگی ،گذر عمر، بزرگسالی - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!از عجایب زندگی ،گذر عمر، بزرگسالیسلامتوی تاریکی هال نشسته ام پشت میز حامدچراغ های کمرنگ و زرد آشپزخونه روشنه و بقیه خونه کاملا تاریک دارم به صدای سکوت شب گوش میدم. گلسر تق‌تقی ستاره‌ای ای که برای یاسمن خریدم روی میزه. برمیدارم و به موه...
غرهای یک زن معمولی - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!غرهای یک زن معمولیسلامفردا روز مادرهیادمه وقتی بچه که بودم‌ نزدیک مناسبتها بدو بدو مشغول کار بودم مشغول درست کردن یه کاردستی قشنگ، یه نقاشی قشنگ ، یواشکی به این و اون گفتن که براش هدیه بگیرم (البته که در اکثر مواقع ایگنور میشدم) یادم‌م...
هیمنه ای از آدمهای شکسته - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!هیمنه ای از آدمهای شکستهsdhl سلامدنیا بر اساس خواسته های ما و دانسته های ما پیش نمیرهدنیا عجیب تر و غیر قابل پیشبینی تر از اون چیزیه که میشه تصور کرد. تو این دنیایی که هیچ چیز و هیچکس(حتی خود آدم) به طور غیر منتظره ای رفتارهای تازه برو...
آشفتگی و آرامش - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!آشفتگی و آرامشسلامبه طرز عجیبی تصمیم گرفتیم جا به جا بشیم‌ و من‌از وضعیتی که توش بودم خیلی کلافه و عصبی و غمگین و خشمگین بودم.یه شب خوابی دیدم‌که برعکس همیشه وقتی بیدار شدم اصلا یادم‌نمیومدم ی دیدم فقط مت جه شدم باید به خانم ام‌البنین ...
مکاشفات - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!مکاشفاتسلامدارم مستند زیر آب میبینم و در حیرتم ...از اینکه این همه موجود با تنوع غذائی متفاوت چطور سیر میشن؟!از رفتارهاشون، از سیستم همزیستیشون، از چرخه غذایی‌شون از رنگهای منحصر به فرد و خیره کننده شون، از طرح های شبیه به هم و در عین ...
- تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!سلامدنیا سخت و ترسناک شده آدما شبیه اژدها یا احمق دیده میشن و از ترس این جرات نمیکنی حتی توی آیینه به خودت نگاه کنی!!!چقدر ترسناک شدن آدمایی که دوستشون داشتی دوست خودت میدونستی و باهات مهربون بودن از شنیدن و دیدن جنازه های بدون سر و سو...
نقطه کوچک آبی - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!نقطه کوچک آبیسلام دیشب حسابی باد اومد هوا عین گل تمیز شد.آسمون رو نگاه میکنم و نمیفهمم‌ تهش کجاست. انگار دارم‌ به یه صفحه آبی نگاه میکنم که خیلی خیلی دورتر از من قرار داره. یاد مستند دکتر وفا میفتم و نظریه ریسمان....جالبش اینه که در جه...
دوباره محرم - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!دوباره محرمسلاممحرم امسال محرم متفاوتیه، خیلی متفاوته. در جهان بلبشویی حاکمه!من چهل ساله شدم، درون من بلبشرویی حاکم شده. من روانشناس شدم، اما نه روان درمانگر، درون من بلبشویی حاکم شده.خودم رو توی آینه نگاه می کنم. تصویر گاهی منزجر کنند...
تنهایی - تاریخ: 1405/4/21 ساعت: 21:38
من خودمم!گذشته و حال و آینده و ...احساسم راجع به هر چی دوست دارم!تنهاییسلامچققققدر دلم حرف زدن میخواد حرف زدن، غز زدن، ضر زدن و گوش ندادن ، مراقبت نکردن، از خوشحالی هیجان زده شدن، چقدر حرف دارم انگار ولی واقعا هیچی برا گفتن ندارم.یه مطلب باحال میبینم هی میگم بذار بفرستمش برای.... برای کی؟ یه فکر خند...
واقعا ها!! - تاریخ: 1403/5/21 ساعت: 15:16
ربطش به تو چیه که به خاطرش میخوای گریه میکنی؟این گیجس و آشفتگی و عدم یکپارچگیربطش به تو چیه دقیقا؟!میشه بگی!پایان بندی :خنده و گریه + نوشته شده در چهارشنبه هفدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت توسط خودم  |  Adblock test (Why?)
برگرفته از هدف و معنای دکتر شمسایی - تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 12:22
"میخوام دکتر بشم.""میخوام خلبان بشم.""میخوام معلم بشم."اینا آرزوهای کودکیمون بود که اسمش رو تو بزرگسالی گذاشتیم *هدف* و به "میخوام کنکور فلان رشته قبول بشم" "میخوام فلان ماشین رو بخرم" و " میخوام بچه دار بشم" تقلیلش دادیم.مشکل اینه که همیشه بهمون یاددادن هدفهای نقطهای داشته باشیم. اصلا برای همینه که...
پاسخ های چندگانه ای که نیاموختم - تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 12:22
چرا تنبلم؟چرا زود خسته میشم؟چرا پر از نتونستنم؟من یادنگرفتم!به همین راحتی.چون من لوس بزرگ شدم به عنوان یه بی عرضه تمام عیار و حالا در انتهای سومین دهه از زندگیم باید چیزایی رو یادبگیرم که از ۳ ۴ سالگی باید یادمیگرفتم و برای من اندازه کل جهان دشواره.نشدنی نیست ولی دشواره !!!!اون هیجان اون انرژی اون خ...
و پایان.... - تاریخ: 1403/5/16 ساعت: 12:22
میتونه هر جوری باشهگاهی میشه انتخاب کرد هدفمند باشه یا بی هدفشجاعانه باشه با مزبوحانهبی هویت باشه یا اصیل و شجاعانهمیتونه توی رختخواب باشه یا در حال کار میتونه برحسب گذر زمان باشه یا ناگهانی و ناغافلمیتونه کبر سن باشه یا در اوج ناکامیمیتونه شهادت باشه....فغربل غربل....پ.ن: خدایا ما رو از ریزش های غر...
ارزش دنیایی؟! - تاریخ: 1403/4/23 ساعت: 20:35
سلاممیدونی آخر الزمانه؟خیلی بوی آخر الزمانی از دنیا استشمام میکنم.ترس دارم... وحشت دارم... متعجبم. ..یکم دلم قرصه... یکم دلم میلرزه.... ولی امید دارم!!!اتفاقات این چند وقت از سقوط هلیکوپتر رئیس جمهور تا انتخابات بعدش...این اتفاقا جدا از نتیجه های کلان و سیاسیش یه شناخت جالبی از آدما بهم داد.توی بحث ...
سورپرایز خودم توسط خودم - تاریخ: 1403/4/23 ساعت: 20:35
سلامتا حالا شده خودت از رفتار خودت خییییل ییی تعجب کنی؟ از عملکردت تو بحران ها تو فشار ها ....دیشب به یکی از سررسیدهای 5-6 سال پیشم برخورد کردم .هی چی ورق میزدم بیشتر تعجب میکردم! هی بیشتر و بیشتر باورم نمیشد که این کارا رو من کردم!داستان مال اوج زمانی بود که من وارد تربیت مربی کودک شده بودم و قرار ...
دردمیاد وقتی.... - تاریخ: 1403/4/23 ساعت: 20:35
سلام دردم میاد خیلی درد میاد قلبم نفسم میگیره...وقتی عزیزترین ادمای زندگیم نزدیکترین هاشون اینهمه مادی اینهمه بی تفاوتی به خیر اینهمه بی توجهی به اینکه باید جوابگو باشن به اینکه منتظریم مثلا یکی بیاد و وقتی بیاددبا این کارا چی داریم بگیم؟!از اینکه بجز خودشون و لحظه ی حالشونونمیبینن فرزند پروری؟ دختر...
بحران میان سالی یا سگ سیاه افسرگی - تاریخ: 1403/3/17 ساعت: 15:18
سلام اووووه از کی اینجا نیومدمچالش های سنگین و بزرگ غیر قابل تفکیک بین بحران ۴۰ سالگی و افسردگی وجود داره انقدری که ترجیح میدی یه تومور داشته باشی و حال بدت مال اون باشه تا این حجم افسردگی و تنش و تناقض.دنیا هم که قربونش برم داره میره به سمت تباهی مطلق! بعد. من منتظرمببینم چقققققدر دیگه باید بره تا ...

برچسب‌های مرتبط

روزهای خوب با هم بودن | روزهای با هم بودن | حس نوشتن | حس نوشتن ندارم | حس خوب نوشتن | پس از آن غروب رفتن | پس از آن غروب رفتن معین | پس از زایمان | پس از زایمان طبیعی | پس از زمین